هوای دو نفره . . .

چیزی به شیشه ماشینم خورد

خسته و بی حوصله از روزمرگی به خودم آمدم

شیشه ماشین باران زده شده بود!

و حالا یکی پس از دیگری

پشت سر هم قطره های باران روی شیشه می نشست

یک قطره ی باران از شیشه ی باز روی شانه ام افتاد

خواستم شیشه رو ببندم اما هوای مطبوع بارانی

و بوی خاک باران خورده مشامم رو نوازش کرد

اما یه لحظه فکر کردم برای من


هواے شهـر... آلـوده یـا پاک فـرقـے نمـے کند...

من پر از هـواے تـوام

. . .

و من یاد چشم های تو می افتم

هوا بد جور دو نفره است

یاد جمله استاد بهمنی می افتم:

"هوا دو نفره هم که باشد جمعیتی در من است"

خنده ام می گیرد

من با جمعیتی که با من است هنوز بی تو تنهایم

و تو باز نیستی

باران می بارد
در این هوای دو نفره
من تنهایم
و نفس می کشم هوای بی تو بودن را
بغض می کنم
خالی دستانم را
و تو را دعا می کنم
می گویند
زیر باران دعا اجابت می شود
و من تنها خنده های ناب را برای لبان تو از خدا تمنا می کنم . . .
آسمان
می خندد و می گوید. . .
داشتنش را دعا کن. . .
من بغض های نداشتنت را گریه می کنم

جلوی پارک خوارزم از ماشین پیاده میشم

آهنگ سیروان میاد توی ذهنم :

داره بارون می یاد، کوچه بازم لبریز احساسه

هنوزم نم نم بارون، صدای ما رو می شناسه

همین ديروز بود انگار، تو با من تو همین کوچه

می گفتی زندگی ،وقتی تو با من نیستی پو چه

احساس می کنم

باران که می بارد،

جوانه می زند رؤیای باهم بودنمان !

نفس میکشم هوای دونفره بودن را..

راه می افتم

شانه به شانه تنهایی

یاد تو همراهم می شود..

ویک دنیا خاطره ..

 

پ ن 1 : گاهی وقت ها ،
برای صداقتت باید " تــــاوان " بپردازی !
گاه به سنگینی ِ
زندگیت ...!

پ ن 2 : دیر باریدى باران ... دیر ...
من مدت هاست در نبودن کسى خشکیده ام ...

پ ن 3 : صدای باران با همه خوش آهنگی اش ،تنها لحن تو با همه ی خشی که دارد برای من گوش نواز است

پ ن 4 : سرم را رو به آسمان می گیرم ، باران خودش را می زند به صورتم ؛ من خودم را به آن راه !

پ ن 5: دلم برات خیلی تنگ شده بیتاب دیدنتم

پ ن 6 : چی کار میکنی که کمبود وقت داری

پ ن7 :کمبود وقت، کمبود خواب و خیلی کمبودهای دیگه حل میشه

با کمبود شانه هایت چه کنم ؟ کمبود دستهایت راچطور تاب بیاورم

پ ن 8 : و اما نبود دست هایت خود ماجرایی ست که آغازش ، پایان جهان است !!!

پ ن 9 : همیشه فکر می کنیم کمبودها بده و سخت اما زیادبودن ها گاهی از کمبودها بدتر ِ نداشتنت زیاد شده ، دلتنگیم زیاد شده، حسرت نداشتنت زیاد شده

پ ن 10 : زیادی ِنداشته هایم در رابطه با تو  بیش از کمبودها آزارم می دهد

پ ن 11 : راستی هنوزم نمیدونم بیشتر دوستت دارم یا بیشتر عاشقتم

همیشه نوشت : دوستت دارم 

 

نــــــــامه...

نــــــــامه...

باید کوتاه باشد

خـــــــــــالی از هرگونه ابهام و گله و شکایت

                                                                  پـــــــــــــس...

از نو برایت مینویسم

حال من خوب است

                                           اما تو باور نکن...

سکوتم را نکن باور... من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم...

 

سکوتم را نکن باور... من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم...

دلم اینقدر گرفته که حد نداره...

نمیدونم چی کار کنم....

گاهی گوش کردن بعضی آهنگا کمی آرومم می کنه :

حالا که همش تو رویاست

نذار دلتنگت بمونم

مرگه بیداری برا من

اینو خیلی خوب می دونم

بذار عاشقت بمونم... بذار عاشقت بمونم.... بذار عاشقت بمونم

قلب من میگه که هستی، اما چشمام میگه نیستی

خیلی سخته باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی

بگو که هنوز چشاتو رو به عشق من نبستی، چشم من میگه تو رفتی

اما قلبم میگه هستی،

حالا که همش خیاله بذار دستاتو بگیرم

بذار تو فرض محالم با تو باشم تا بمیرم

بذار عاشقت بمونم، بذار عاشقت بمونم، بذار عاشقت بمونم...

مگه میشه تو نباشی؟ تو مثل نفس می مونی

دستای گرمتو کاشکی تو به دستم برسونی

بی تو قلبم بی پناهه

میمیرم وقتی تو نیستی

مگه میشه باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی

حالا که همش خیاله بذار دستاتو بگیرم بذار تو فرض محالم با تو باشم تا بمیرم...

بذار عاشقت بمونم، بذار عاشقت بمونم.... بذار عاشقت بمونم....

بذار عاشقت بمونم....

پ ن ۱: دیشب رفتم تاتر : "عصرانه لعنتی " که مثلا یکم روحیه ام عوض شه

ولی نمیتونستم بفهمم اون همه آدم چطورمیتونستن اینقدر شاد باشن

پ ن ۲ : نمیدانم چه تاریخی ولی یک روز میمیرم

پ ن ۳ :تا چشم کار میکند جــــای تو خـــــــالیست ...

همیشه نوشت : دوستت دارم

آیینه . ..

آیینه های اتاق به شوق در آغوش کشیدن تو قد کشیده اند،

حق دارند !

که تصویر من ِ بی تو را هر بار پیرتر از پیش به رُخم می کشند...

 پ ن 1:چرا تمام نمی شود این تابستان ـ لعــ ـ ــنتـ ــی :|

پ ن 2:خیلی سخته پُر بشی از خواستن  ِ کسی یا چیزی که مال ـ تو نباشه

تو دچار باشی اون به دیگری مبتلا  ...

معجزه با تو فرقی نداره . . .

 

این روزها

خیلی چیزها دست ـ من نیست . . .

مثلا" دستانت . . .

 

پ ن1.  تصمیم گرفتم واسه ارشد بخونم. . .

پ ن2.  آدما فقط از دور واسه م قشنگن...  کمی که بهم نزدیکتر بشن...  من کم کم ازشون دور میشم....

پ ن3. دلم تنگ شده واسه ت . . . خیلی .... خیلی ... خیلی

پ ن4. آرامش میخوام.... خدا جون ....  ارامش بدون آلپرازولام

پ ن5.  دوستت دارم

پ ن6. عشقت به من داد. . . عمر دوباره. . .   معجزه با تو فرقی نداره

 تو خالق من بعد از خدایی   در خلوت من تنها صدایی

پ ن7. بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه...


محکم بغلت کنه...


بذاره اشک بریزی راحت شی....


بعد آروم تو گوشت بگه: " دیوونه من که باهاتم " !

واقعیت نوشت :این بعضی وقتاواسه من همیشه است،

متولد ماه مهر : همیشه دوست دارم که تورو کنارم حس کنم و صداتو تو گوشم بشنوم

همیشه نوشت : دوستت دارم

 

شمارش حسرت و باختن . . .

 

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

حسرت ها را می شمارم

و باختن ها

وصدای شکستن را

... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم

وکدام خواهش را نشنیدم

وبه کدام دلتنگی خندیدم

که چنین دلتنگــــــــــــــــم

 
پ ن 1: من دیوانه ی آن لحظه ای هستم که تو دلتنگم شوی

و محکم در آغوشم بگیــری

و شیطنت وار ببوسی ام

و من نگذارم...

عشق من

بوسه با لجبازی، بیشتر می چسبد!!!
پ ن 2 : به دختر سوته دلان حسودیم میشه



 

 

تنهایی ترس دارد...

این روزها، به هر کوچه پس کوچه‌ای که قدم می‌گذارم،

ترس دست می‌اندازد توی وجودم؛

درست مثل انگشت‌های تو که می‌رفت بین موهایم.

از وقتی انگشت‌هایت را از من دریغ کرده‌ای،

ترس لانه کرده در وجودم.

تنهایی ترس دارد...

جـــــا خــــوش کــــرده ای دَر تــَــمامِ عاشِـــقـــانه هـــــام . . .

 

جـــــا خــــوش کــــرده ای

دَر تــَــمامِ عاشِـــقـــانه هـــــام

میــــخواهـــم از نـــوشتــن استــِعفــا بـِـدَهَـــم

امــــا

نـــه تـــو رهـــا میکنــــی دلـــــم را

نــــه شـــاعـــرانـــه هام دل میـــکَننـد از تــــو.

پ ن : منم درگیرم.. . .

همیشه نوشت : دوستت دارم

جای نگاهت  توی چشمام ...

هنوز جای قدمات روی دلم مونده ....

جای نگاهت ...توی چشمام ....

عزیزدل...چقدر دلم تنگ ....

برای بعضی ها هیچ نوشته ای نمیتونه درمون باشه ....

هیچ قلمی  نمیتونه ان همه دلتنگی رو بنویسه فقط اینکه...

چه زود گذشت ...

چقدر این فاصله  ها مارو عاشق تر  میکنه...

چقدر این فاصله هارو دوست دارم.....

همه حرف های کنایه امیز رو با خون دل میخرم ....

فقط به خاطر جای نگاهت  توی چشمام ...

پ ن ۱ : هنوز درگیر عروسیو مراسم هستیم

پ ن ۲ : امشب می خوام برم مادر زن سلام

پ ن ۳: چاقم نشدم دیگه رژیم نیستم ولی کمی مراعات می کنم

اماسعی میکنم کم بخورم

همیشه نوشت : دوستت دارم

 

من از سر اتفاق زنده م هنوز...

 

اول نوشت : دیگه هیچ وقت از مرگ نگو

حتی فکرش بیش از این از زندگی ساقطم می کنه

و اشک از چشمی  که دیگه اشکی نداشت جاری میکنه

این روزها دیوانه شده ام کاملا ملموس است ازهمین اقرار هایم پیدا نیست........؟؟؟؟

 

مرگ

تنها دری است

که تا به تو فکر می کنم باز می شود

و هر بار بدم می آید از خانه ای که در آن نیستی

و بعد به هر دری می زنم عزرائیل پشتش است

و بعد

طناب یعنی اتفاقی که نمی افتد را

به کدام سقف بیاویزم

و تیغ

یعنی این توئی که هنوز در رگ هایم جریان داری

 

مرگ

چیزی شبیه دست های من است

که حتی با ده انگشت نمی توانند

یک ذره از گرمی دست های تو را نگه دارند

و چیزی شبیه صدایم

که هر بار دوستت دارم

تارهای صوتی ام را عنکبوت ها تنیده اند

 

و چه انتظار بزرگی است

اینکه بدانی

پشت هر "دوستت دارم" چقدر دوستت دارم

 

اینکه بدانی

چگونه سالهاست زیر لبخند اطرافیانم می پوسم

که نمی داندند هنوز در رگ های من کسی هست

و هر روز

جنازه ی تازه ای در من کشف می کنند

 پ ن ۱ : هیچ وقت به اندازه ی الان دلم نمی خواست باشی و باهات حرف بزنم...

 پ ن ۲ : گاهی یک جنون آنی سراسر وجودت رو میگیره و اونقدر توی قلب و

 ذهنت رژه میره که که یارای نادیده گرفتنش رو نداری. فقط میتونی نگاهش کنی

 و بزاری کار خودشو بکنه. درست مثل یک سارق مسلح!!! 

سکوت میکنی ، رنگ می بازی، می ترسی، ولی دست هات بالاست

و فقط نگاهش میکنی، همین!!!

پ ن ۴ : تمام حرف هایم را خوردم

س

کـــــــــــــــــ

و

تـــــــــــ

پ ن ۵: فردا عروسی مهساست(دختر دائیم)

پ ن ۶ : دوستت دارم

پ ن ۷ : مهم نیست کی اولی بوده مهم اینه که که بیشتر بود : من

پ ن ۸ : منم واسه هم دانشکده ایمون ناراحت شدم

پ ن ۹: دوستت دارم

پ ن ۱۰: دیگه هیچوقت از این چیزا واسم ننویس

حتی واسه یه لحظه هم نمیتونم بهش فکر کنم

همیشه نوشت :  دوستت دارم