ســـــ ـ ـــتـــ ـــ ـاره...

........

یک....

سه....

چندین و چند....

......هر چه قدر می شمارم خوابم نمی برد...

من این ستاره های خیالی را

که از سقف اتاقم

 تا بی نهایتِ خاطرات تو جاری است می شمارم..........

یادش بخیر وقتی بودی

نیازی به شمردن ستاره ها نبود....

اصلا یادم نیست ستاره ای بود یا نبود....

هر چه بود شیرین بود...

حتی بی خوابی ، بدون شمردن ستاره ها

پ ن 1 : چند روزی خونه رسول بودم - اثاث کشی داشت رفته بودم کمک
پ ن2 :برای همه ی افسونها و افسانه ها در خاطر نگهت می دارم
پ ن 3 : به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛اما اشک نمی ریزم
پ ن 4 : پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند

پ ن 5 : غُصه شده ، افطارم ...

جهنم شده ، افكارم ...

سكوت شده ، تكرارم ...

چشم ها شده ، آزارم ...

بی كسی شده ، تنها يارم ...

اما ...

به تك تك بغض های نشكسته ام قسم ، بدجور هوس پرواز كرده ام !!!.


پ ن 6 : دوستت دارم


همیشه نوشت : دوستت دارم