تو بودی خوش ترین دلخوشی من؛

 

دردستانم قلب آسمان می تپید.

جج

انگارهمه ی ابرها همه ی باران ها درچشمان من خلاصه می شد...

من تا آن لحظه روزراخلاصه کرده بودم.

شب رامختصرکرده بودم.

رنج راکوتاه کرده بودم.

آرزو رالاغرکرده بودم

 

اما هرگز. . .

 

هرگزبه خلاصه کردن دنیا فکرنکرده بودم . . .

 

هرگزتاروزی که رفتی.

 

وجهان درتومختصرشد.

تویی که می دیدمت دربیداری وگم می کردمت درخواب.

ج

چقدر در رویا بیداربودم  و در حقیقت خواب.

ج

برای همه ی افسونها و افسانه ها در خاطر نگهت می دارم.

تویی که نمی شناختمت به این آشنایی  و حال می شناسمت به این تنهایی

و امروز بایافتن نایافته ها کارم سخت شد مانند خلاصه کردن دنیا.

ج

کارم سخت شد

 

اما هرگزبه خلاصه کردن دنیافکرنمی کردم

 

تا روزی که رفتی . . .

 

بگذارهرطره ای کوتاه شده ی مسیری تاریک باشد و طولانی.

ج

بگذارهر طاق ابرویی خلاصه ی قوسی باشد به بلندی شمسه های آسمانی.

جج

بگذارهرچه ناشکن کمتر شده ی موج درموج  بلا و شکن در شکن تیغ های عریان باشد .  . .

ج

بگذاربگویم . . .

 

اما هرگزبه خلاصه کردن دنیا فکرنمی کردم

 

هرگز تا روزی که رفتی . . .

 

تمام صورتم دریک وجب دستانم اندازه میشد

وتمام وجودم دریک عجب نگاه تو.

ج

من این عجب را وجب به وجب تا پیش توآمدم  و پس رفتم.

 

اما هرگزبه خلاصه کردن دنیا فکرنمی کردم

هرگز تاروزی که رفتی . . .

 

و تو ، تو ، و تو بند بند خاطره را با من پیوند دادی شکفته ترازهر لبخند . . .

 

جو تو ، تو ، و تو ناله ناله عشق را تطهیر نهادی شکفته ترازهررویا . . .

 

و تو ، تو ، و تو فاصله فاصله جدایی را مرهم نمودی شکفته ترازهراعجاز . . .

 

و تو ، تو ، و تو قلب را ،اعتماد را ، راستی را ، لاله های واژگون را و حس خوب دستان گره دردستان هم را به من سپردی.

 

تو دنیا را خلاصه کردی درمن ومن مختصر شدم در تو و هرگزابدی شد تا همیشه.

 

از مــن  تــا  تــو . . .

 

از تــو تـا  مـن . . .

 

همیــــن وهمیــشــــه تمــــــــــــــــام . . .


پ ن 1 : برای تو می نویسم برای تویی كه فقط می دانم می پرستمت

پ ن 2 : برای تو اشک می ریزم برای تویی كه دوستت دارم

پ ن 3 : از مضارع ها و ماضی ها خسته ام . . .دلم برای یك حال ساده تو را دیدن تنگ است . . .

پ ن 4 : كاش دوست داشتنم را حس می كردی

پ ن 5 : زلزله آذربایجان هم به زلزله دل من نرسید ولی خیلی به همم ریخت

بیشتر از همه به عاشقائی فکر میکنم که یکشون رفت و یکیشون موند

پ ن 6 : شاید این تعطیلات بریم آهار

پ ن 7 : دوستت دارم