آسمان امروز ببار، اينجا گلي پژمرده گشت
از غم داغ رخش، يک محفلي افسرده گشت

آسمان امروز ببار، ما صد جگر سوزانده ايم
چون محمد از بين ما رفت، قلب ما هم مرده گشت

گویا چتردنیا را کوچک تراز آن دیده بود که

بتواند زیر سایه اش بیاساید

محمد جان هنوز آخرین نگاهت را به یاد داریم،

نگاهت نگاه مسافر کوله بار بسته ای بود

تکلیف بی تو بودن سنگین است ،

تو آسوده بخواب !

ما هنوز مشق گریه هایمان مانده

مهر ماه پارسال با ما بی مهر بود چرا که

شوک سنگینی به همه وارد کرد

هنوز هم کنارمون حسش می کنیم

هنوز باور خداحافظیش برامون

از سخت هم سختره هنوز برای ما زنده است

محمد چنان زیست که در قلب کسانی که

دوستش دارند همیشه زنده است

یک سال است که دیگر لبخندش را نمی بینیم

اما همیشه در روح زندگیمان جاریست

پ ن 1 : سخت است بدون او زيستن و چهره پرمهر خندان،

باصفا و صميمي او را در خاک جستن

پ ن 2 : شاید دیگران در نبودنش "سرمان" را گرم کنند ،

ولی " دلمان" را هرگز . . .روحش شاد

پ ن 3 : انسان شبیه آن می شود که به آن می نگرد ،

یقین دارم که تمام عمرش را به ماه می نگریست . . . خدایش بیامرزد
 بعدا نوشت: این روزا حال خوبی ندارم – روبه راه شدم میام