سوال؟ . . .
گـاهی می شود
بی خیال ِ جبــر ِ روزگـار
شــد ، و تــو ، فقط کمــی
باشی !
میشود ؟؟؟!!!!
پ ن 1: عاشق آن پیچ تاریک خیابان هستم ، آنجا که میشود لبانت را بوسید
همون خیابون ته پارکو میگم ، همونی که دیروز بعد از ظهر تا شب لب اون پله که
یه روز باهم نشسته بودیم نشستم و تنهای تنها واسه خودم شام غریبان گرفتم
من ، تو ، بارون، نور شمع و خاطراتی که دیوانه ام می کند هر لحظه
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط من بی او
|