نه دل دارم و نه دلدار ...
پتو پیچ از سرمای درون نشستهام
حالَم خوب نیست...
که لابد هیچگاه خوب نبوده است!
حالَم خوب نیست و خوبیاش آن است که اهمیتی هم ندارد.
پتو را از نیمه بی حس بدنم کنار میزنم...
بدن؟! هه!... تودهای سرد و دردناک!
نه رفیقم... و نه رفیق دارم؛
نه دل دارم و نه دلدار ...
تنها...
میروم دور...
حالَم خوب نیست و همین خوب نبودن امید برنگشتن میدهدم.
حالَم خوب نیست و این خوب است
پ ن 1 : به جای شمال خیلی خیلی اتفاقی سر از جنوب درآوردم-
جای شما خالی کیش بودم
پ ن 2 :دلتنگ کسی ام! فقط می دونم دلم تنگه، دلم بوسه های عمیق و آروم میخواد
پ
ن 3 : هر نهای از نخواستن
نیست!
پ
ن 4 : چـ
ـقـ ـدر پـ ـشـ ـت دلـ ـم خالے سـ ت
پ ن همیشگی : دوستت دارم
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۱ ساعت توسط من بی او
|