اما پائیز

فصل خرما لوست

فصل گس تنهائی

 فصل هزار چیزی است که یک جایش می لنگد

شاید فصل هزار بهانه دیوانگی

پ ن 1- پائیز من عطر تولد دارد

پ ن 2 - همیشه منتظربودم چیزی شود
اتفاق کوچکی بیفتد
مثلا سرما بخورم
یادستم را ببرم
بعد با آب و تاب برای تو تعریف کنم...
وقتی نگران می شدی
.

.

.

عاشق تر می شدم...

حسرت نوشت: خوش بحالت غریبه

کنارش نشستی و فقط با چند ایه قرآن محرمش شدی

دیشب تو چشماش نگاه کردی و گفتی و تولدت مبارک

و من آشنا با یک دنیا عشق و حسرت به او نامحرمم. .

گاه نوشت: گاهی تـــــ ــــــــ ـــــو…..


گاهی یـــــــــ ــــــــاد تو…..


گاهی هم غـــــ ـــــــ ــــم تو….


آخر این “تو” کار مـــ ـــــــــ ــــــــرا تمام میکند

پ ن 3 - چقدر جای تو خالیست

جای خالی ات را با هیچ چیز نمیتوان پرکـرد

...حتی با گزینه مناسب

همیشه نوشت - دوستت دارم